چهارشنبه ١ آذر ١٣٩٦
تاریخچه‌ صنایع دانش‌بنیان
تاریخچه‌ صنایع دانش‌بنیان
از حدود 250 تا 200 سال پیش که علم اقتصاد در دنیای غرب پاگرفت و مدون شد، یک پرسش همیشگی در اقتصاد این بوده که مزیت‌های اقتصادی، هم در سطح کشور و هم در سطح بنگاه‌های اقتصادی از کجا به دست می‌آید؟ برای جواب به این سؤال ابتدا گفتند که منابع طبیعی ریشه‌ی مزیت است. بنابراین هر کشوری که زمین زیاد دارد، معدن زیاد دارد، آب زیاد دارد و منابع طبیعی دارد، کشوری با مزیت اقتصادی است...

متن کامل

از حدود 250 تا 200 سال پیش که علم اقتصاد در دنیای غرب پاگرفت و مدون شد، یک پرسش همیشگی در اقتصاد این بوده که مزیت‌های اقتصادی، هم در سطح کشور و هم در سطح بنگاه‌های اقتصادی از کجا به دست می‌آید؟ برای جواب به این سؤال ابتدا گفتند که منابع طبیعی ریشه‌ی مزیت است. بنابراین هر کشوری که زمین زیاد دارد، معدن زیاد دارد، آب زیاد دارد و منابع طبیعی دارد، کشوری با مزیت اقتصادی است.

بعدتر دیدند مهم این است که بشود از این منابع طبیعی استفاده کرد و تنها داشتن آنها ملاک نیست. بنابراین گفتند عامل مهم، استفاده از منابع است ولذا منابع انسانی ملاک برتری و مزیت اقتصادی شد. نیروی کار فراوان، متخصصین فراوان و دانشگاه‌های فراوان و کارآمد به عنوان شاخصه‌های مزیت اقتصادی مطرح شدند.

پس از آن این اشکال مطرح شد که این نیروی انسانی باید با ابزارها و در محیط‌هایی مثل کارخانه‌ها به کار گرفته شود و صرفاً تربیت نیروی انسانی مزیت ایجاد نمی‌کند. بنابراین داشتن کارخانجات و ماشین‌آلات صنعتی به عنوان مزیت مطرح شد و کشورهایی که به این معنی صنعتی بودند، کشورهایی با مزیت بالاتر اقتصادی شناخته شدند.

در مناطق محروم منابع بکری هست که اگر آنها را برای صنایع پیشرفته به کار بگیریم، ثروت‌افزایی فراوانی برای همان مناطق محروم خواهد کرد. ما همچنان خام‌فروشی می‌کنیم و در طبیعت، چرخه‌های ساده‌ی تولید را به کار گرفته‌ایم. مثلاً از زرشک 600 نوع دارو و رنگ درمی‌آید، ما اما این زرشک را فقط می‌ریزیم روی پلو و می‌خوریم.

اما باز هم این اشکال مطرح شد که کارخانه‌زدن کاری ندارد و می‌شود کارخانه‌ای را از یک کشور به کشور دیگر منتقل کرد و داشتن کارخانجات و سخت‌افزار مزیت پایداری نیست، زیرا مسئله‌ی «مزیت پایدار» بود. سؤال اساسی این بود که برای هر کشور و هر بنگاه مزیت پایدار چیست؟تا این که اواسط قرن بیستم، مفهوم «فناوری» مطرح شد و این که فناوری یک کلی است و دارای ابعاد مختلف که یک جزء آن منابع انسانی است، یک بُعد آن ماشین‌آلات است، یک بُعد آن علم به معنی دانش مکتوب و یک بعد آن سازمان و کارخانه است. بنابراین فناوری عامل مزیت‌سازی است که شامل چهار جزء منابع انسانی، دانش مکتوب، سخت افزار و سازمان می‌شود.

اما باز این پرسش مطرح شد که چگونه می‌شود این فناوری را مدیریت کرد و آن را چگونه باید به دست آورد؟ چگونه باید فناوری را تبدیل کنیم به مزیت‌های پایدار برای بنگاه و کشور؟ در این مرحله بود که بحث «مدیریت فناوری» مطرح شد. مدیریت فناوری موضوع جدیدی بود که از خود فناوری به‌مراتب مهم‌تر شد. خیلی زود معلوم شد که اصلاً مسئله‌ی ما مدیریت فناوری است و نه خود فناوری.

در این مرحله مشاهده شد که رو‌ش‌ها و نظریات روتین مدیریتی جوابگوی مدیریت فناوری نیست و ما را به رشد و توسعه‌ی فناوری نمی‌رساند. بنابراین «مدیریت دانش» مطرح شد. برای مدیریت فناوری مهم این است که بدانیم در حال مدیریت دانش هستیم و نه سازمان و منابع انسانی. دانش هم دارای ابعادی است و منظور از آن فقط دانش مکتوب نیست، بلکه دانش سازمانی و دانش پنهان در آن. یعنی بحث از مدیریتی از جنس بسیار نرم به میان می‌آید. این مدل از «مدیریت دانش‌بنیان» و اقتصادی که بر مبنای این‌گونه از مدیریت در سطح بنگاه و در سطح کشورها شکل بگیرد، «اقتصاد دانش‌بنیان» نام گرفت. عوامل بازیگر در این اقتصاد هم «شرکت‌های دانش‌بنیان» یا «مراکز دانش‌بنیان» نام گرفتند.

فرم ورود به سیستم
شناسه *
کلمه عبور *
کد تصویری

شما با موفقیت وارد سیستم شدید.
شناسه یا کلمه عبور نادرست است.
کد تصویری اشتباه است.